رژى بلاشر ( مترجم : محمود راميار )
19
در آستانه قرآن ( فارسى )
قروض ، نوشتن قراردادهاى مختلف و مكاتبات مختصر ، به خوبى پاسخ مىگفت « 3 » . به همان سان كه خط به عاريت گرفته شده ، لوازم كتابت نيز بوسيلهء كلمات خارجى نمايانده شده است « 4 » مثلانى كتابت ، قلم ( جمعش اقلام ) ناميده شده كه همان كلمه كلمس Kalamos يونانى و يا قلوماى m Qal سريانى است . در كلمهء قرطاس ( جمعش قراطيس ) « برگ كاغذ » نيز كلمهء خرطس Khartes و سريانى قرطيزا Qartis يافته مىشود . لوح ( جمعش الواح ) ، همان كلمهء لوح مذكور در سفر خروج 31 : 18 مىباشد . كتاب ( جمعش كتب ) ( به معنى كتاب و يا نوشته و يا نوشتن ) باحتمال زياد از كلمهء ارمنى « كتابا » مأخوذ است « 5 » . بالاخره افعال كتب « نوشتن » سطر « خط كشيدن ، روى خط قرار دادن » و نسح « تراشيدن » نيز به معادلات عبرانى و يا سريانى خود برمىگردند . اين كلمات و كلمات ديگر در قرآن هم آمده است . اگر هم با اطمينان نتوانيم بگوئيم كه اين كلمات از طريق قرآن در زبان رواج يافته ، ولى بهر صورت همانطوريكه جمع « مكسّر » مخصوص زبان عربى كه از كلمهء مفرد گرفته شده وجود دارد ، وجود اين كلمات نيز بطور برجسته و زندهاى در زبان عربى به چشم مىخورند . بنابراين ، اگر هنر نوشتن در پايان قرن ششم مسيحى در انحصار مكه و حجاز نبوده ، بايد ببينيم درجهء اشاعهء آن تا چه پايه بوده است . ؟
--> ( 3 ) لامنس : مكه ص 120 ببعد ، دربارهء اهميت مفهوم لغات بازرگانى در لغات و زبان قرآنى زياد اصرار ورزيده است . همينطور تورى در « اصطلاحات تجارتى - مذهبى در قرآن » ( 4 ) دربارهء اين كلمات عربى شده ( معربات ) مراجعه كنيد به فرانكل : 245 و نلدكه 2 : 24 . ( 5 ) كرنكو ، دائرة المعارف اسلام ، كلمهء كتاب 2 : 1104 .